حاج ملا هادي السبزواري

52

شرح مثنوى

هر نبى و هر ولى را مسلكى است ليك تا حق مىبرد جمله يكى است عيسى ( ع ) مىفرمود : برادرم موسى فرموده در يوم سبت آتش مىفروزيد من مىگويم آتش غضب نيفروزيد ، و نيز برادرم موسى فرموده يوم سبت ذبح نكنيد من مىگويم هيچ جاندار را اذيت نكنيد ابداً ، و نيز فرموده ختنه كنيد من مىگويم نفس اماره را سر ببريد ، و قس عليها . پس احكام باطن به ظاهر صدمه نمىزند و بر حضرت عيسى ( ع ) روحانيت غالب بود و قبله اش مشرق بود و بر حضرت موسى رعايت ظاهر * ( أَنْزَلْنَا اَلتَّوْراةَ فِيها هُدىً وَنُورٌ 5 : 44 . ( 1 ) و قبلهء او مغرب بود . چنان كه پيغمبر ما - صلى الله عليه و آله - كلام الله جامع آورد كما قال : اُوتيتُ جَوامِعَ الكَلِم . ( 2 ) چه قرآن مجيد مشحونست به علم توحيد و علم اسماء و علم سياست و غيرها * ( وَلا رَطْبٍ وَلا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ 6 : 59 . ( 3 ) و آن حضرت ، وحدت در كثرت و كثرت در وحدت به نحو استواء داشت و سايه نداشت و همه نور بود ، و در خط استوا وقت زوال ، شاخص سايه ندارد و قبلهء آن جناب بين المشرق و المغرب است ، و جعلكم امة وسطاً . ( ( 344 ) ) گفت اى شه گوش و دستم را ببر * بينيم بشكاف اندر حكم مر ن 17 20 - ك 9 24 حكم مر : عربى است . يعنى تلخ . مثل « اَلحَقُّ مُرّ » . در ميانشان فتنه و شور افكنم كاهنان خيره شوند اندر فنم ن ندارد - ك 9 26 كاهنان : كاهن ، فال بين و ساحر . وز حيل بفريبم ايشان را همه و اندر ايشان افكنم صد دمدمه ن ندارد - ك 9 28 دمدمه : فريب و مكر . و نيز به معنى آوازه و شهرت . ( ( 353 ) ) من از آن روزن بديدم حال تو * حال تو ديدم نيوشم قال تو ن 18 7 - ك 9 31 نيوشم : نيوشيدن ( به تقديم نون بر ياء مثناة تحت ) شنيدن و گوش دادن . ( ( 360 ) ) دور دور عيسى است اى مردمان * بشنويد اسرار كيش او به جان ن 18 14 - ك 10 2 كيش : دين و مذهب . كرد رسوايش ميان انجمن تا كه واقف شد ز حالش مرد و زن ن ندارد - ك 10 4

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء مائده ، آيهء 44 . ( 2 ) عوالى اللآلي ، ج 4 ، ص 120 . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء انعام ، آيهء 59 .